X
تبلیغات
❤من و رمان هام❤ - لیست رمان های من

❤من و رمان هام❤

توی این وب می تونین همه رمان های من و اخبار مربوط بهشون رو به صورت مستقیم بخونین

همه رمان های من
سلام دوستای عزیز و همیشه همراهم ... راستش تصمیم گرفتم این تاپیک رو بزنم تا از همه رمان های من خبر داشته باشین و بدونین کجا چه خبره ...
اینجوری هم کار خودم راحت تره ... همه شماها ...

اولین رمان من آسمان نگاهت ... در دست چاپ ... انتشارات شقایق ... انشالله تا تابستون 92 چاپ می شه ...
روی سایت و وبم هم نیست ... قول دادم که رمان پر فروشی بشه نسخه بی سانسورش رو بذارم روی سایت
دومین رمان قرار نبود ... که اکثرا خوندینش .. روی سایت ۹۸تیاست ... اینجا هم لینک دانلودش هست ... اما سورپرایزش چیه؟ یه روزی گفتم قراره چاپش کنم ... یادتونه؟!
مورد ارشادی خیلی داشت و وقتی حذف کردم رمان خیلی کم شد ... با وجود تغییرات زیاد و ... بازم کم بود ... پس یه تصمیم جدید گرفتم ... جلد 2 قرار نبود! اما نه روی سایت ... برای چاپ! می یام رمان رو دو جلدی می کنم که هر کی اینو خونده به هوای این بره دو جلدی رو بخره ... بله دیگه ما بدجنسیم! اما معلوم نیست کی ... این فقط در حد یه تصمیمه! منو نخورین ... هی هم سوال نپرسین کی می نویسی ... رمان برای نوشتن خیلی دارم ... همه تون شوهر می کنین بچه دار هم می شین بعد من این رمان رو می نویسم
سومین رمان توسکا ...
توسکا هم روی سایته و خیلی هاتون خوندینش ... تصمیم برای چاپ توسکا هم دارم ... البته دو جلدی نیست اما دنباله دار تر از الان می شه ... در مورد اینده توسکا و آرشاویر و ... و البته داستان آشناییش با آرشاویر و نحوه عاشق شدنشون کمی متفاوت تره ... اغراقات رمان کمتر می شه و بیشتر به دل می شینه ...

چهارمین رمانم جدال پرتمنا ... حرف برای این رمان خیلی زیاد دارم! اما الان فقط می تونم بگم در دست ویرایشه و شاید تا چند ماه آینده نتونم در موردش حرفی بزنم ...

پنجمین رمان من ... افسونگر ... به به! اینو خیلی دوست دارم چون ذهنمو آزاد گذاشتم تا هر چی دوست داره بنویسه ... رمانای قبلی رو چون به چاپشون هم فکر می کردم زیاد نمی تونستم افسار ذهنم رو باز بذارم ... اما افسون اصلا برای چاپ نیست صرفا برای اینترنته و من دارم به عشق شماها می نویسمش ...

ششمین رمان من ... ذهن خالی ...
دیری ری ری ری ...
یه رمان جنایی با یه موضوع فوق العاده و پسری به سبک آرتان ... برای همه آرتان پسند ها ... دارم اونقدر قوی می نویسمش و اونقدر روی هر جمله اش وقت صرف می کنم و کار می کنم که بتونم نشر علی چاپش کنم ... فوق العاده است! برای رها 69 (دوست جونم) که تعریفش کردم از هیجان داشت می مرد و دوست داشت هر چی زودتر بنویسم بدم بخونه ... خیلی خاصه! خیلی خیلی دوسش دارم ... شاید از همه رمان هام بیشتر ...

رمان های دیگه ای هم تو ذهنم دارم ... اما فعلا در موردشون چیزی نمی گم ... در حال حاضر شش تا ایده دیگه به جز اینا دارم ... دعا کنین عمرم به دنیا باشه تا بتونم همه شو براتون بنویسم ...

رمان های گروهی من :

هدف برتر که خوب خیلی هاتون دارین دنبالش می کنین و من از سبک ساده و حقیقیش خیلی خوشم می یاد ... در کنار مهدی نوشتن لذت داره ... بالاخره اون پسره و برای تجربه خودمم خوبه ...

کیلومتر صفر ... نویسنده اناهیتا شدم و جای میراژ عزیز رو گرفتم ... تا الان یه پست بیشتر ننوشتم ولی جز نویسنده هاشم دیگه ... موضوع خوبی داره ... دوسش دارم ...

یه رمان هم با خورشید قراره بنویسم که هنوز استاتش زده نشده ...

یکی هم با چند تا از نویسنده های معروف سایت نود و هشتیا دارم که حضورشون قطعی نیست وقتی قطعی شد همین جا اضافه می کنم ...

هر چیزی که قرار بشه به این لیست اضافه بشه با رنگی غیر از رنگ الان اضافه می شه ... هر بار نکته جدید با یه رنگ جدید ....


همه تون رو دوست دارم ...
[ دوشنبه ششم آذر 1391 ] [ 22:8 ] [ هما پور اصفهانی ] [ ]